واكاوی نگاه ابزاری جریان اصلاح طلبی به شخصیت هاشمی رفسنجانی
از منتقدان دیروز تا حامیان امروز هاشمی رفسنجانی
بی شك نام حجت الاسلام اکبر هاشمی رفسنجانی با نهضت انقلاب اسلامی به ویژه در دوران ستم شاهی عجین شده است. وی از جمله شخصیت های تأثیر گذار در انقلاب اسلامی بوده كه نه تنها به عنوان یكی از اضلاع اصلی نظام جمهوری اسلامی در ابتدای تاسیس بلكه می توان از وی به عنوان یكی فرماندهان پیشرو در دوران دفاع مقدس نام برد.
کد خبر : ۲۱۳۶۳
تاریخ : ۱۳۹۵/۱۰/۲۲ ساعت : ۱۴:۳۸ PM
به گزارش گروه سیاسی ماه‌تاب آنلاین؛ بي شك نام حجت الاسلام اکبر هاشمی رفسنجانی با نهضت انقلاب اسلامي به ويژه در دوران ستم شاهي عجين شده است. وي از جمله شخصیت های تأثیر گذار در انقلاب اسلامی بوده كه نه تنها به عنوان يكي از اضلاع اصلي نظام جمهوري اسلامي در ابتداي تاسيس بلكه مي توان از وي به عنوان يكي فرماندهان پيشرو در دوران دفاع مقدس نام برد. مدل استراتژي وي در عالم سياست كه به عملگرايي و اعتدالگرايي مشهور بوده موجب گرديده تا انعطاف پذيري در تصميم گيري هاي سياسي به ويژه در سطح كلان ضميمه شخصيت وي گردد.

شايد به همين منظور بوده كه رياست هاشمي رفسنجاني بر مسند مجمع تشخيص مصلحت نظام يكي از قابل پيش بيني ترين اتفاقات چند دوره گذشته مي باشد. مجمعي كه نياز به انعطاف در تصميم گيري ها بنا بر مصالح نظام جمهوري اسلامي ايران دارد. البته همين وجهه منطف نيز خود موجب سوء استفاده توسط برخي از احزاب و جناح هاي سياسي در كشور گشته است.

جريان اصلاح طلبي در داخل كشور كه امروزه خود را ميراث دار اصلي هاشمي رفسنجاني دانسته و خواهان به انحصار كشاندنش مي باشند، در برهه اي از تاريخ سخيف ترين اظهارات و راديكال ترين انتقادات را به وي وارد مي كردند به نحوي كه مي توان از كتاب عاليجناب سرخپوش نوشته اكبرگنجي به عنوان شاه بيت انتقادات جريان راديكال اصلاحات عليه يكي از تاثيرگذارترين شخصيت هاي انقلاب يعني اكبر هاشمي رفسنجاني نام برد.

شايد بتوان گفت اوج انتقادات دقيقا پس از ثبت نام هاشمي رفسنجاني در انتخابات مجلس ششم در سال 78 رخ داده كه به صورت متوالي شاهد انتقادات زنجيره اي توسط شخصيت هاي شناخته شده جريان اصلاحات بوديم. علي شكوري راد، عضو حزب مشاركت در بيست هفتم مهرماه همان سال نسبت به حضور هاشمي رفسنجاني مي گويد:"حضور هاشمی رفسنجانی در انتخابات از شفافیت فضای انتخابات می کاهد" دقيقا يك ماه بعد از اين سخنان عباس عبدي در روزنامه آزاد مي نويسد:"خاتمی ذره ای به قدرت و صندلی نچسبیده ولی هاشمی به شدت چسبیده اند … روندی که از فوت امام پیش آمده بود را اشتباه می دانستیم.

سیاست های اقتصادی را که در مملکت به نام رفاه ترویج می دادند و روندی که بخشی از آن مشخصاً سیاستهایی بود که هاشمی رفسنجانی پیاده می کرد را مضر می دانستیم." حجت الاسلام هاشمي رفسنجاني در زمستان سال 78 نيز در تيررس اظهارات تند جريان اصلاح طلبي قرار داشته و محسن آرمين درهشتم بهمن ماه همان سال نسبت به روند فعاليت هاي سياسي هاشمي رفسنجاني در روزنامه آفتاب يزد مي نويسد:"آقای هاشمی در ۱۰ سال گذشته در امتحانات متعددی وارد شده است و به نظر من نتوانسته است نمره قبولی بگیرد. او از شاگردانی است که در تمام امتحانات بخصوص دوره چهارم مجلس مردود شده است. در مجلس چهارم حمله به جناح اصلاح طلب و قلع و قمع نیروهای این جناح توسط هاشمی رفسنجانی صورت گرفته است."

مراد ويسي از اعضاي حزب مشاركت در آخرين روزهاي اسفند 78، يكبار ديگر شخصيت هاشمي رفسنجاني را مورد هجمه رسانه اي قرار داده تا پازل تخريب شخصيتي ايشان توسط احزاب اصلاح طلب تكميل گردد. ويسي در روزنامه آفتاب يزد مي گويد:"با گذشت چهار روز از ترور سعید حجاریان، اکنون سکوت هاشمی رفسنجانی در برابر این واقعه برای بسیاری از مردم فهیم و آگاه ایران اسلامی که عادت دارند در تحلیل‌ وقایع سیاسی هیچ چیزی را فراموش نکنند، سؤال برانگیز شده است.

مردم از خود می‌پرسند آیا هاشمی در محکوم کردن این ترور تردید دارد و یا نگران آن است که محکومیت ترور حجاریان موضع همفکران او را تقویت کند. به راستی در شرایطی که مخالفان و موافقان حجاریان خواسته یا ناخواسته این ترور را محکوم کرده‌اند، سکوت هاشمی چه پیامی دارد؟ آیا هاشمی نگران آن است که محکوم کردن این واقعه موجب رنجش برخی شود؟ اگر روزی سکوت هاشمی در برابر شعار «دشمن هاشمی، دشمن پیغمبر است» اعتماد مردم را به او خدشه دار کرد، امروز او خود اصرار دارد که در همنوا شدن با غم و اندوه مردم و «وفاق سیاسی – اخلاقی» در محکومیت ترور حجاریان حتی از بسیاری از شاگردان و همفکران خود عقب بماند؟"

باوجود همه اين اظهارات و انتقادات عليه هاشمي رفسنجاني، جريان اصلاح طلبي كه در دور دوم انتخابات سال 84 به دوگانه هاشمي_احمدي ن‍ژاد گرفتار شده بودند با گرايش نسبي به سوي ايشان البته نه از حب علي بلكه از بغض معاويه، سعي در هم پوشاني نسبي ميان گفتمان اصلاح طلبي و شخصيت اعتدالگراي هاشمي رفسنجاني داشتند. از آن برهه زماني تا به امروز نوع نگاه احزاب و شخصيت هاي اصلاح طلب به ايشان يك نوع نگاه ابزاري و موقعيتي بوده كه بنا بر اقتضائات زماني فاصله شان را با يار ديرين امام كم و يا زياد مي نمودند.

با مشاهده اجمالي به رسانه هاي اصلاح طلب پس از ارتحال حجت الاسلام هاشمي رفسنجاني، متوجه خواهيم شد كه گويا جرياني كه در سالهاي نه چندان دور شخصيت هاشمي رفسنجاني را با سنگين ترين هجمه ها روبرو ساخته اند، دوباره قصد مصادره اين شخصيت را به نفع خود دارند تا شايد حتي از فوت ايشان نيز براي خود بهره برداري سياسي و حزبي نمايند، امري كه طبيعتا به دور از هرگونه اخلاق سياسي مي باشد.

انتهای پیام/*

برای دریافت مهمترین اخبار عضو کانال ماه‌تاب آنلاین در تلگرام شوید.